فرورتیشآنلاین: اگر به فیلمهای ترسناک هالیوودی با محوریت زامبیها علاقه داشته باشید، نظیر این صحنه را بارها دیدهاید: لشکری از زامبیها به شهر حمله میکند، ارتش آمریکا با تمام قوا وارد عمل میشود، اما سربازان و فرماندهانش بهرغم همه تجهیزات پیشرفته تار و مار میشوند.
اما چرا ارتشی به این قدرت و عظمت، در برابر زامبیها همیشه بازنده است؟
اگر به فیلمها نگاه کنیم، همواره الگوی ثابتی را میبینیم: اول چند گزارش پراکنده از انسانهای هار و گازگیر منتشر میشود، بعد آشوب فراگیر میرسد. فرماندهان پنتاگون هم طبق معمول میگویند «برنامهای داریم».
اما مشکل در زیرساخت است: ارتش آمریکا بر شبکهای عظیم از ارتباطات ماهوارهای و سامانههای دادهای رمزگذاریشده متکی است. با از بین رفتن اپراتورها، ارتباطات هم قطع میشود و خلبان جنگنده دیگر نمیداند باید به چه هدفی شلیک کند.
در یک جمله میتوان گفت، هیچ عملیات ضد زامبی بدون فرماندهی موثر ممکن نیست.
لجستیک، پاشنه آشیل ارتش
برتری واقعی ارتش آمریکا نه در سلاح، بلکه در تدارکات است. اما وقتی افسران تدارکات خوراک زامبیها شوند، زنجیره تأمین در همان لحظه فرو میپاشد.
زامبیها نیاز به غذا، خواب یا روحیه ندارند. آنها نه منتظر باز شدن سالن غذاخوری میمانند و نه از بیخوابی میمیرند.
در مقابل، وقتی سوخت، مهمات و قهوه نیروی انسانی تمام شود، نظم و انضباط هم از بین میرود. به همین خاطر در نهایت یا توسط زامبیها بلعیده میشود یا از گرسنگی و فرسودگی از پا درمیآید.
دیوانسالاری، مرگبارتر از گاز زامبی
پیش از آنکه نظامیان بتوانند حتی یک گلوله شلیک کنند، باید ۱۷ فرم پر کنند، مجوز بگیرند و کنفرانس خبری برگزار کنند.
حالا تصور کنید فرمانده عملیات به صورت نیمهخورده درآمده باشد و زنجیره تایید فرماندهی وسط راه قطع شود.
در حالیکه ارتش درگیر نوشتن دستورالعمل و ارائه پاورپوینت است، زامبیها به دفتر فرماندهان رسیدهاند.
اخلاق در برابر وحشت وجودی
هیچ آموزشی سرباز را برای لحظهای آماده نمیکند که ببیند فرماندهاش خورده میشود و چند دقیقه بعد با همان لباس اینبار در هیبت یک زامبی برمیگردد.
در جنگ با زامبیها، مرز میان دشمن و انسان بیگناه از بین میرود. سرباز نمیداند آیا باید به همسایه دیروزش شلیک کند یا نه و در نتیجه، اراده جنگیدن فرو میپاشد.
اگر بخواهیم به لحاظ حقوقی فرض کنیم، طبق کنوانسیون ژنو مردگان متحرک «حقوق انسانی» ندارند، اما نابود کردنشان هم از نظر اخلاقی مبهم است.
طبیعت برنده نهایی است
حتی اگر ارتش به نحوی بتواند مرز دفاعی بسازد، طبیعت منتظر نمیماند. اجساد میپوسند، آب آلوده میشود، سوخت تمام میگردد و پایگاهها به بوفهای باز برای مردگان تبدیل میشوند.
زامبیها نیازی به استراتژی ندارند؛ فقط زمان میخواهند و ارتش آمریکا، با وجود تمام فناوری و نظم خود، هنوز نمیتواند زمان را مدیریت کند.
آیا شانسی برای پیروزی وجود دارد؟
شاید. تنها امید در انعطافپذیری است؛ همان چیزی که نیروهای میدانی، امدادگران و تدارکاتچیها هر روز با آن سر و کار دارند.
با این حال تا زمانی که کل ساختار ارتش یاد نگیرد خود را با هرجومرج وفق دهد، مردگان متحرک شکستناپذیر باقی میمانند.
در نهایت، یک نکته را باید به خاطر داشت: «نمیتوانی با پهپاد به یک همهگیری حمله کنی، نمیتوانی با بوروکراسی جلوی طاعون بایستی و هیچ وزارت دفاعی نمیتواند آخرالزمان را در فهرست ‘جنگهای قابل پیروزی بگنجاند.»
یورونیوز






