۱۴۰۲-۰۳-۱۰
  • facebook
  • twitter
  • telegram
  • instagram

این زمین غصبی آباد نمی‌شود آقای توخل

  • ۱۴۰۲-۰۱-۲۷

«سینا فراهانی» در فرورتیش‌آنلاین نوشت:

در زمین غصبی جواهر هم بکاری خون درو خواهی کرد!

این شاید درست‌ترین تصویر از شرایط فعلی باواریایی‌هاست.

همه چیز نشان از آشفته بازاریست که دست پخت اسطوره‌هایی است که روزی در این مستطیل سبز با هر اکتشان هواداران را از جایشان بلند می‌کردند.

اولیور کان و حسن صالح حمیدزیچ!

روزی که بیلد خبر از برکناری ناگلزمان با وجود هشت پیروزی پیاپی در لیگ قهرمانان و شانس قهرمانی در تمام رقابت‌ها و دوم بودن تنها با یک اختلاف امتیاز نسبت به دورتموند را داد تقریبا میشد فکر اینجا را کرد.

ناگلزمان جوان و بی‌تجربه بود اما نه تقریبا بلکه تحقیقا داشت همان مسیری را ادامه می‌داد که یوپ هاینکس و فلیک انجامش داده بودند و در دومین سال حضورش داشت جادو می‌کرد.

یولیان باهوش و مغرور اما عجول در حالی جایش را به مرد تازه اخراج شده‌ی آبی‌های لندن داد که هنوز که هنوز است تاد بولی روی زخم اخراج توخل را باز نکرده است تا بدانیم چه شد که توماس دیگر غروب شهر لندن را ندید و مجبور به کوچ شد.

این که اسم عجول را روی ناگلزمان می‌گذاریم دلیلش این است که برای زیستن کنار مافیاهایی به نام کان و حمیدزیچ به تجربه‌ای بیش از حضور در مرحله‌ی نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان با لایپزیش نیاز است.

اما اینجا در فوتبال اروپا بدتر از فوتبال خودمان همه چیز ساده اتفاق می‌افتد.

در حالی که مشغول اسکی کردن با نامزدت در دامنه‌های اتریش هستی درست وقتی که می‌آیی برای استراحت قهوه‌ای بنوشی میبینی بدون این که متوجه شوی تیتر یک خبرگزاری‌ها شده‌ای.

«یولیان ناگلزمان در آستانه‌ی اخراج از بایرن قرار دارد و توخل به زودی جایگزین وی می‌شود.»

اولی هوینس می‌گوید اگر یولیان برای اسکی مونیخ را ترک نکرده بود شاید اخراج نمیشد اما مسلک شما و ادامه دهندگان راه‌تان این را به ما نشان نمی‌دهد.

بی‌شک روزی که توخل بار و بندیل خود را برای ترک لندن می‌بست جرقه‌ای در ذهن سران بایرن از هاربرت هاینر گرفته تا اولی کان زده شد که به نظر لوگوی بایرن بیشتر به کلاه توخل می‌آید.

سال‌هاست سران بایرن دچار سندروم ایده‌آل‌گرایی شده‌اند که فکر می‌کنند همیشه باید بهترین برای آن‌ها و تیمشان باشد غافل از اینکه شما هرچه داشته باشی همیشه یک بهتر از آنی وجود خواهد داشت.

سندرومی که گریبان بزرگانی از جمله فلیک و لواندوفسکی را هم گرفت تا رفتنشان باواریایی ها را به این منتهی الیه جهنم برساند.

حالا یولیان که بودنش منجر به صعود از گروه مرگ و شکست پی‌اس‌جی در مرحله‌ی یک هشتم چمپیونز لیگ شده بود تیمش را به کسی سپرده که تنها دستاوردش فقط برد دورتموند بوده و بس.

در سخنرانی‌های انگیزشی جمله‌ای به کار می‌رود که باید حمیدزیچ و کان قاب کرده و به دیوار اتاقشان بزنند تا درک کنند چه بلایی بر سر فصلی آوردند که می‌توانست برایشان تاریخ‌سازی کند.

«برای ادامه دادن نیازی نیست تمام مسیر را بتوانی ببینی همین که روی قدم بعدیت تمرکز کنی کافیست»

آن مسیر واهی که سران بایرن در ذهنشان ترسیم کرده بودند، واقعیش را ناگلزمان روی کاغذ تصویرسازی کرده بود، غافل از اینکه غرور بی‌جایی که انگار هر کسی روی صندلی های این باشگاه می‌نشیند دچارش می‌شود به غرق‌شدن کشتی مونیخی‌ها کمک شایانی کرد.

تمام آن چیزی که یولیان ناگلزمان رشته کرده بود تمام و کمال توماس توخل پنبه کرد تا تنها چیزی که برایشان مانده باشد همان غروری باشد که بلای جانشان شده است.

آن اهدافی که الی کان به خاطرش خودش را بدنام کرده است یک به یک از دست رفت.

از تلاش برای قهرمانی در چمپیونز لیگ که با یک تهاجم بی‌رحمانه در بازی رفت توسط سیتی از بین رفت، تا حذف از دی اف بی پوکال یا همان جام حذفی آلمان با آقایی فرایبورگ در زمین و حتی اتحاد رختکنی که مهم ترین گله‌گی تیم مدیریت مونیخی‌ها از ناگلزمان بود که با مشت محکم مانه بر صورت سانه به کام مرگ کشیده شد، همه و همه به دست باد سپرده شده است.

حالا توماس مانده و یک بوندس‌لیگا که هر لحظه نفس‌های دیوار زرد وست فالن دورتموندی‌ها را پشت سرش احساس می‌کند و یک بازی از دور برگشت لیگ قهرمانانی که کار این مرحله در همان دور رفت تمام شده است.

آقایان مدیریت بایرن مونیخ، من هم جای شما بودم جلوی دوربین‌ها می‌گفتم که ارزیابی عملکرد توخل را از فصل بعد بررسی می‌کنیم اما در خفای خودتان یادتان باشد:

خوشحالی این فصل را شما با دستان خودتان از هواداران‌تان گرفتید!

خبرها